تک نگاره ها

آنچه در ذهن می اید

تک نگاره ها

آنچه در ذهن می اید

آفرود

امروز جای دوستان خالی ، برنامه تفریحی پرباری داشتیم. اول صبح با دوستان رفتیم آبگرم. برنامه بعدی کله پاچه بود که بنا به دلایلی به حلیم تغییر پیدا کرد. برنامه بعدی هم جنگل پیمایی وعکاسی طبیعت در پاییز بود که آن هم بنا به دلایلی به آفرود* تغییر پیدا کرد. اولین بار بود که آفرود رو تجربه میکردم. تجربه هیجان انگیز وجالبی بود. خوش گذشت. کمی هم عکس گرفتم که چند تایش را خیلی دوست داشتم...

* آفرود ماشین سواری در جاده های سخت جنگلی وکوهستانی هست. که توسط ماشینهای تقویت شده انجام میشه... 

پ . ن. امروز خوش گذشت. ولی ته تهش یه چیزی ، یه جایی ، یه غمی هست... به قول شاعر

" یه قهوه که هر چی شکر بریزی

بازم همون تلخی ناب و داره...

نظرات 2 + ارسال نظر
بابک جمعه 20 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 09:57 ب.ظ

سقوط به اعماق غم پس از اوردوز شادی
حس آشناییه

ستایش شنبه 21 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 12:39 ق.ظ

:)
چه برنامه کاملی برای یه روز تعطیل
خوشحالیم که خوش گذشته
دلمان از این آفرودها خواست! فکر نمی کردیم دز کشور ما هم از این چیزها پیدا شود!
---
آن غم را همه داریم.... می فهمم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد