این هم داستان جدید وشاید دنباله دار:
گوشت قرمز ، آجیل ، فست فود ، نمک ، سس، تخم مرغ و... ممنوع.
بعضی چیزها پنهان هستند و خوشحالی که نمیدانی. وقتی عیان می شوند نگرانت می کنند ...
تنها دورور مانده به پایان رای گیری اینترنتی برای معرفی شخصیت سال مجله تایم. بهتر است در یک بسیج همگانی میرحسین موسوی را نفر اول کنیم تا انتخاب جدی تری برای سردبیران مجله تایم باشد. همت کنیم... از اینجا میتوانید رای دهید. اول نمره را تا صد برسانید وبعد رای دهید.
آنچه این روزها در قرقیزستان می گذرد گاهی باعث حسرت هواداران جنبش سبز شده و گاهی ابراز پشیمانی از اینکه چرا دست به خشونت بیشتری نزدند ومواردی مشابه اینها. ذکر چند نکته ضروری می رسد.
قرقیزستان کشوری فقیر وکوچک است. اقتصاد و رفاه نسبی مردم حرف اول را در میزان رضایتمندی قرقیزها از دولت مستقر می زند. این تظاهرات و خشونتها هیچگاه به دلیل آزادی های سیاسی واجتماعی یا رسیدن به یک دموکراسی واقعی صورت نگرفته.
نکته مهمتر این است که هنوز دو روز از آغاز سقوط دولت نگذشته که دم روسیه در پشت ماجرا پیدا شده است. پوتین از دولت جدید حمایت کرده و دولت قبلی را به باد انتقاد گرفته است.
پر واضح است که این اقدامات بی پشتوانه روسیه صورت نگرفته و بنابراین نمیتوان این تظاهرات را جنبش وقیام مستقل مردم آن کشور علیه دولت مستقر قلمداد کرد.
بنا بر آنچه گفته شد تفاوتهایی محسوس میان آنچه در ماههای اخیر در ایران رخ داد وآنچه در چند روز گذشته در قرقیزستان اتفاق افتاد وجود دارد و مقایسه این دو رخداد کاری اشتتباه وبه دور از واقع نگری است.
آنچه که پیش روی جنبش سبز قرار دارد وباید بر آن تاکید شود درگیر نمودن اقشاری مانند کارگران ومعلمان ، دانش آموزان و کارمندان با مطالبات واقعی این صنوف است. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که بیست ودوم و بیست وپنجم خرداد نزدیک است...
جناب خداوندگار محترم
با سلام واحترام
به استحضار می رساند : مارا به خیر شما امیدی نیست ... لطفا شر مرسانید... بگذارید همین زندگی نیم بند خود را پی بگیریم...
با تشکر . تک نگار
امروز بعد از دوسال که کشیک بودیم رفتیم برای سیزده به در بیرون.چند سالی بود که به منطقه ای شهری میرفتیم اما کنار دریا، امسال به جنگل رفتیم. با اینکه تلویزیون در این چند روز کل کشور را بارانی پیش بینی کرده بود وهشدارهای عجیب وغریب میداد که ملت با هم نباشند وبیرون نروند اما چیزی که در ساعت هشت صبح دیدم غیر قابل باور بود. ترافیک از قبل از جاده جنگلی شروع شده بود. جمعیت فوق العاده زیاد بود. کاملا میشد تفاوتش را با سالهای گذشته احساس کرد. اما کمترین درگیری وتنش را شاهد بودم. نشانه های خوبی که خبر از اغاز سالی پر ماجرا میدهد و همراه با وحدت بین مردم وصبر واستقامت... تا خدا چه خواهد
خرد می شویم. خرد میشویم لای چرخ دنده های مصلحت اندیشی های پدر ومادری، زیر پای نداشتن پشتوانه های مادی... خرد می شویم زیر پای ارزشهای امروزی جامعه که با ارزشهای من جامانده از دیروز از زمین تا آسمان توفیر دارد...
صدای خرد شدنم را بلند تر از همه این سالها شنیدم.........................................
امشب به قصه دل من گوش می کنی
فردا چو قصه مرا فراموش می کنی
این در همیشه در صدف روزگار نیست
میگویمت ولی تو کجا گوش می کنی؟
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش می کنی؟
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هشیار ومست را همه مدهوش میکنی
می جوش می زند به دل خم بیا و ببین
یادی اگر زخون سیاووش میکنی
جام جهان زخون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی
سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان که با لب خاموش می کنی
ه.ا . سایه .
بهار آمد. بهار امسال سبز تر از همیشه بود. سفره هفت سین خانه ها سبزی خاصی دارد. ما در کنار سبزه وقرآن عکسی کوچک اما سبز از میرحسین عزیز هم قرار دادیم. تا یادمان باشد که چه کسی باعث اغاز این تحول سبز در زندگیمان شده است. نشانه ای از سپاسگزاری.
تا چند روز دیگر قطعا جواب آنچه را که در پی آنم خواهم گرفت. برخی سوء برداشت ها را برطرف کردم. حالا اگر جواب قطعی منفی هم باشد ناراحت نمیشوم. چون میدانم که تصویری که از من در ذهنش نقش بسته مطابق با شخصیت واقعی من است و نه برداشتهای اشتباه و تصورات غلط.
از دیروز حالم خیلی خیلی بهتر شده. اصراری به تحول خاصی ندارم. تنها از خدا میخواهم ایران وایرانی را فراموش نکند. از خدا می خواهم چشمانش را نبندد . از خدا میخواهم به انسانهایی که برای خودشان شان خدایی قائلند بفهماند که خدا یکی است ... و نماینده ای هم بر روی زمین ندارد... حداقل در دنیای معاصر
این هم سفره هفت سین کوچک ما...