تک نگاره ها

آنچه در ذهن می اید

تک نگاره ها

آنچه در ذهن می اید

آه که اینطور...

من که میدانستم. اصلا مطمئن بودم. فقط میخواستم امتحانت کنم. ببینم اهلش هستی یا نه. اهل راه امدن. رفیق بودن. همدرد شدن. گفتن وشنفتن. میدانستم . میخواستم امتحانت کنم . نمره نیاوردی. قبول نشدی. حتی تجدید هم نیاورده ای. یکسره مشروط شدی بی هیچ شرط وشروطی... دلم دیگر هوایت را نمیکند... دیگر...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد