تک نگاره ها

آنچه در ذهن می اید

تک نگاره ها

آنچه در ذهن می اید

حماقت غیر از این بود؟؟؟؟؟؟

میدانستم نباید تعلل کنم. میدانستم وقتی برای اولین بار اینطور جدی وارد میدان شده ام ، نباید کار را به دیگری بسپرم. میدانستم میوه رسیده روی درخت نمی ماند ومی چینندش...


حساب کتاب های ابلهانه ورفتارهای احتیاط آمیز احمقانه... از دست کسی ناراحت نیستم... از خودم شاکی ام... از دست خودم ... از دست خود احمقم...

نظرات 2 + ارسال نظر
[ بدون نام ] شنبه 8 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 05:26 ب.ظ

حق داری...
اما دنیا به آخر نرسیده!

ما یکشنبه 9 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 10:16 ب.ظ

صورتک تعجب... صورتک غمگین... صورتک عصبانی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد