میدانستم نباید تعلل کنم. میدانستم وقتی برای اولین بار اینطور جدی وارد میدان شده ام ، نباید کار را به دیگری بسپرم. میدانستم میوه رسیده روی درخت نمی ماند ومی چینندش...
حساب کتاب های ابلهانه ورفتارهای احتیاط آمیز احمقانه... از دست کسی ناراحت نیستم... از خودم شاکی ام... از دست خودم ... از دست خود احمقم...
حق داری...
اما دنیا به آخر نرسیده!
صورتک تعجب... صورتک غمگین... صورتک عصبانی